تبليغاتX
سیاست پنهان
 

با سلام خدمت همه شما دوستان گرامی و با تشکر از ابراز لطفی که نسبت به بنده دارید . متاسفانه به علت برخی مشکلات تا اطلاع ثانوی نمی تونم وبلاگم و بروز کنم . انشا الله در اولین فرصت پیش آمده با مطلب جدیدی در خدمت شما دوستان عزیز خواهم بود .

ممنون از لطف همتون

موفق باشید

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/09ساعت 13:25  توسط ایمان محرابی  | 

 
سلام

«جنبش آزادی بخش سبز» را می شناسم.
این جریان برای خود رهبرانی دارد؛ مدیرانی دارد؛ پیاده نظامی دارد...
این جریان برای خود آرمان هایی دارد؛ اهدافی دارد؛ ارزش هایی دارد...
این جریان برای خود خواسته هایی دارد؛ مطالباتی دارد...
این جریان برای خود امیدهایی دارد؛ آرزوهایی دارد...
این جریان برای خود دوستانی دارد؛ دشمنانی دارد؛ موافقانی دارد؛ مخالفانی دارد...
این جریان برای خود سربازانی دارد؛ افسرانی دارد، فرماندهانی دارد...
این جریان برای خود سلاح هایی دارد؛ تجهیزاتی دارد؛ تسهیلاتی دارد...
این جریان برای خود پایگاه هایی دارد؛ ستادهایی دارد...
این جریان برای خود ثروت هایی دارد؛ دارایی هایی دارد؛ اعتباراتی دارد...
این جریان برای خود دانشگاه هایی دارد؛ مدرسه هایی دارد؛ مهد کودک هایی دارد...
این جریان برای خود دادگاه هایی دارد؛ قضاتی دارد؛ دادستان هایی دارد؛ ...
این جریان برای خود کتاب هایی دارد؛ روزنامه هایی دارد؛ مجلاتی دارد...
این جریان برای خود سایت هایی دارد؛ وبلاگ هایی دارد؛ ایمیل هایی دارد...
این جریان برای خود اعلامیه هایی دارد؛ شب نامه هایی دارد...
این جریان برای خود شعرهایی دارد؛ شعرایی دارد؛ ترانه هایی دارد؛ خوانندگانی دارد...
این جریان برای خود قانونی دارد؛ مقرراتی دارد؛ آداب و رسومی دارد...
این جریان برای خود لباسی دارد؛ شال و کلاهی دارد...
این جریان برای خود ...

گفتم و گفتم، تا به اینجا رسیدم که:
این جریان برای خود حیاتی دارد؛ مماتی دارد...
و ماندم و به تأمل نشستم. تأمل در این «حیات» و در این «ممات».

************
 
حیات این جنبش، به «شهدایش» وابسته است. مادامی که سنگ اینها باشد که به سینه بزنند، نفسی به قدر نمردن فرو می برند و بالا می آورند. اما امان از روزی که بی شهید بمانند! همه خلق خدا اگر به تنفس مصنوعی دهان به دهان(!) این بیچارگان بنشینند، مماتشان حیات نمی شود! آن وقت ایران را چه می شود بدون «جنبش سبز»؟! هیچ!

هر شهید جنبش سبز، تا امروز به قدر دو سه روزی این جنبش را سر پا نگه داشته است. چه بی برکت! جنبش سبز شهید تازه می خواهد تا قدری زنده بماند. نه چندان زیاد! به اندازه ای که فرصت کند برای خود شهید تازه دست و پا کند! [به یاد داستان ضحاک افتادم!]

روز قدس، روز نفس های آخر جنبش سبز است. ما هوشیاریم و بیدار. در این «یوم الله»، همچون گذشته، با امام راحل و رهبر معظم انقلاب تجدید پیمان، و به مستکبرین خونخوار عالم، اعلام دشمنی و به مظلومان و ستمدیدگان و مستضعفان عالم، اعلام دوستی می کنیم.

این روز، متعلق به همه انسان های عالم است. این روز هدیه امام راحل به همه دنیا است. این روز پیام آور صلح و دوستی و امنیت و آرامش است. این روز پیام آور حق و عدالت است. هرگز در چنین روزی، عملی از احدی از آحاد ملت سر نخواهد زد که مخل آرامش و امنیت کشور باشد.

فکر کشته های تازه را با خود به گور ببرید! از بهانه های تازه برای گزافه گویی های تازه خبری نیست! این بار هوشیارانه تر عمل خواهیم کرد.
 
این بار شما را به حال نزار خود رها می کنیم تا بمیرید! تا جان دهید! در ذلت!...

پی نوشت شماره یک:
مقام معظم رهبری:
«البته كسى عقیده‏اى مخالف داشته باشد، كارى به كار نظام نداشته باشد، نظام با او كارى ندارد. بعضى رائج كرده ‏اند: «دگراندیشان». نظام با دگراندیشان چگونه رفتار می كند؟ نظام با دگراندیشان كارى ندارد...
بنابراین بحث دگراندیشى نیست؛ بحث مخالفت است، بحث معارضه است، بحث ضربه زدن است، در مقابل نظام و در مقابل انقلاب شمشیر كشیدن است. آنى كه نظام با او برخورد می كند، این است...
اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسى است؛ رهنمودهاى امام است؛ وصیت‏نامه امام است؛ سیاستهاى كلى نظام است...
آنجایى كه افراد در چهارچوب اصول رفتار كنند، دنبال خشونت نروند، درصدد بر هم زدن امنیت جامعه نباشند، آسایش جامعه را نخواهند به هم بزنند - از این كارهاى خلافى كه انجام می گیرد؛ دروغ‏پراكنى و شایعه - نظام هیچگونه مسئله اى ندارد. مخالفینى هستند، نظراتى دارند، نظرات خودشان را بیان می كنند؛ نظام برخورد نمی كند. بناى نظام در اینجا، جذب حداكثرى و دفع حداقلى است. این، روش نظام است؛ این را همه توجه بكنند...

پی نوشت شماره دو:
چون ضحاک پادشاه شد، اهریمن خود را به صورت جوانی خردمند و سخنگو آراست و نزد ضحاک رفت و گفت: «من مردی هنرمندم و هنرم ساختن خورشها و غذاهای شاهانه است.»
ضحاک ساختن غذا و آراستن سفره را به او واگذاشت. اهریمن سفره بسیار رنگینی با خورشهای گوناگون و گوارا از پرندگان و چهارپایان، آماده کرد. ضحاک خشنود شد. روز دیگر سفره رنگین تری فراهم کرد و همچنین هر روز غذای بهتری می‌ساخت.
روز چهارم، ضحاک شکم پرور چنان شاد شد که رو به جوان کرد و گفت: «هر چه آرزو داری از من بخواه.» اهریمن که جویای این زمان بود گفت: «شاها، دل من از مهر تو لبریز است و جز شادی تو چیزی نمی‌خواهم. تنها یک آرزو دارم و آن اینکه اجازه دهی دو کتف تو را از راه بندگی ببوسم.» ضحاک اجازه داد. اهریمن لب بر دو کتف شاه نهاد و ناگاه از روی زمین ناپدید شد.
بر جای بوسهٔ لبان اهریمن، بر دو کتف ضحاک دو مار سیاه روئید. مارها را از بن بریدند، اما به جای آنها بی درنگ دو مار دیگر روئید. ضحاک پریشان شد و در پی چاره افتاد. پزشکان هر چه کوشیدند سودمند نیافتاد.
وقتی همه پزشکان درماندند اهریمن خود را به شکل پزشکی ماهر درآورد و نزد ضحاک رفت و گفت: «بریدن ماران سودی ندارد. داروی این درد مغز سر انسان است. برای آنکه ماران آرام باشند و گزندی نرسانند، چاره آن است که هر روز دو تن را بکشند و از مغز سر آنها برای ماران خورش بسازند. شاید از این راه، سرانجام، ماران بمیرند.»
اهریمن که با آدمیان و آسودگی آنان دشمن بود، می‌خواست از این راه همه مردم را به کشتن دهد و تخمهٔ آدمیان را براندازد...
 
                                          منبع : خون بها
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24ساعت 13:58  توسط ایمان محرابی  | 

 

سلام

امروز مطلب جدیدم را به موضوعی اختصاص دادم که در این روزها ،که همه جا صحبت از حوادث پس از انتخابات می شود توجه کمتری به اون شده و کاملاً در حاشیه قرار گرفته ! موضوعی که زمانی با اهمیت ترین مبحث روز کشور بود اما اکنون باتوجه به حوادث اخیر کمتر مورد توجه قرار میگیرد . امروز می خواهم متن کامل بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران را به گروه ۱+۵ در پست جدیدم قرار بدهم تا هم دوستان برای چند دقیقه ای از حال و هوای حوادث نا خوشایند پس از انتخابات خارج بشوند و هم نظرات شما عزیزان را در رابطه با بسته پیشنهادی جویا شوم .

به گزارش مهر، متن کامل بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران به گروه 1+5 که چهارشنبه 18 شهریور به نمایندگان این گروه در تهران تحویل داده شد (با این توضیح که این متن علیرغم انتشار در برخی منابع ، هنوز مورد تائید رسمی مقامات جمهوری اسلامی ایران و یا کشورهای 1+5 قرار نگرفته است) به این شرح است :

تردیدی نیست که امروز جهان در آستانه ورود به دوران جدیدی است. دوره سخت استیلای امپراطوری ها و سیطره شبکه های پیوسته رسانه ای و وزن کشی بر اساس قدرت تهاجمی و تسلیحات متعارف و نامتعارف رو به پایان بوده و دوران جدیدی با رویکرد فرهنگ و اندیشه و احترام به حقیقت خدا مدار انسانی در حال رشد و شکوفایی است. بسیاری از معضلات امروز جهان از جمله بحران بی سابقه اقتصادی، بحران فرهنگ و هویت، بحران های سیاسی و امنیتی و رشد تروریسم، جنایات سازمان یافته و مواد مخدر دستاورد دوران رو به پایان حاکمیت تفکر غیر خدایی بر مناسبات جهانی و نیز میراث نحص برای امروز و فردای بشریت است.

حل این مشکلات و برپایی دنیایی سرشار از معنویت، دوستی، رفاه، سلامت و امنیت مستلزم سازماندهی جدید و فراهم آوردن فرصت مناسب برای مشارکت عمومی در مدیریت جهانی است. سازوکارهای موجود قادر به پاسخگویی به نیازهای امروز بشر نبوده و ناکارآمدی آنها در قصاد، سیاست، فرهنگ و امنیت به وضوح قابل مشاهده است. این سازوکارهای ناشی از مناسبات قدرت و سلطه گری است در حالی که جهان امروز نیازمند سازوکار برآمده از تفکر الهی و رویکرد سنتی بر ارزش های انسانی و نیز لطف و محبت است. سازوکاری که زمینه های رشد و شکوفایی همه ملت ها و استقرار صلح و امنیت پایدار جهانی را فراهم نماید.

ملت ایران با تاکید بر ظرفیت های ذاتی ملی و نیز توانمندی های منطقه ای و بین المللی خود و با التزام اصولی، اعتقای و تاریخی به بهره گیری از این ظرفیت ها و توانمندی ها در جهان بر قراری صلح، آرامش، ثبات پیشرفت و رفاه ملت های منطقه و جهان آمادگی دارد تا بر اساس اصول و ارزش های الهی و انسانی از جمله به رسمیت شناختن حقوق ملت ها، احترام به حاکمیت کشورها، رعایت مردم سالاری و حق آزاد انتخاب برای ملت و نیز پرهیز از فشار و تهدید و بر اساس بنیان های محکم عدالت و قانون و از طریق گفتگو و مذاکره مسیر مناسب برای دستیابی به صلح پایدار و ثبات درون رای منطقه و جهان و نیز پیشرفت مستمر و رفاه فراگیر ملت های منطقه و جهان را فراهم آورد.

در این راستا جمهوری اسلامی ایران معتقد است در چارچوب رعایت اصول عدالت محوری، مردم سالاری و چندجانبه گرایی طیف گسترده ای از موضوعات امنیتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در سطح منطقه ای و جهانی را می توان در بستر گفتگو و با هدف همکاری سازنده به محورهای رشد و تعالی ملت ها و برقراری صلح و ثبات در منطقه و جهان تبدیل کرد.

همانطور که در بسته پیشنهادی سال گذشته نیز تاکید شده جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که درس گرفتن از اشتباهات گذشته و عدم اصرار بر مسیرهای بی نتیجه و بن بست، شرط ضروری موفقیت در مذاکرات فرا رو بوده و از این رو التزام همه طرف های درگیر به اولا، تدوین چارچوب نوینی از تعاملات در سطح بین المللی که به دور از اشتباهات گذشته باشد و یقینا پر از حسن نیت همه طرف ها در قول و عمل، پایبندی به احترام متقابل عدالت و قانون می تواند مرحله جدیدی از مذاکرات برای تحقق همکاری های بلند مدت در جهت تحکیم صلح و امنیت پایدار در منطقه و جهان را در پی داشته باشد.

موضوعات سیاسی - امنیتی، اقتصادی و بین المللی از جمله محورهایی هستند که نگرانی های مشترکی را در منطقه و جهان برای دولت ها و ملت ها ایجاد کرده است. جمهوری اسلامی ایران اعتقاد راسخ دارد که بر اساس اصول و مبانی ذکر شده در بالا شرایط کنونی بین المللی نیز اقتضاء دارد تا همه دلسوزان به سرنوشت بشریت و طرف های ذی ربط با تبدیل نگرانی های مشترک به تعهدات دسته جمعی، زمینه موثر همکاری های موثر منطقه ای و بین المللی را فراهم آورند.

بر این اساس جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را برای ورود به مذاکرات همه جانبه فراگیر و سازنده با هدف دستیابی به چارچوب مشخص همکاری ها از طریق التزام همه طرف ها به تعهدات دسته جمعی اعلام داشته و آینده ای عاری از بی عدالتی و توام با رفاه و پیشرفت و به دور از استانداردهای دوگانه را برای تمامی کشورهای جهان و منطقه در پرتو این همکاری ها پیش بینی می کند.

به گزارش مهر ، در ادامه متن بسته پیشنهادی ایران آمده است : بر اساس اولویت های منطقه ای و بین المللی محورهای مذاکرات برای صلح و رفاه را می توان در سه محور سیاسی - امنیتی، بین المللی و اقتصادی لحاظ نمود.

1- محور سیاسی - امنیتی

1.1 - حفظ کرامت انسانها، احترام به فرهنگ ملت ها و تامین حقوق آنها

1.2 - تقویت ثبات و تحکیم صلح عادلانه، توسعه گستره مردم سالاری و پیشرفت دمکراسی و ارتقاء رفاه ملت ها در مناطقی که از بی ثباتی، نظامی گری، خشونت و تروریسم رنج می برند بر مبنای:

اول: احترام به حقوق ملت ها و منافع ملی کشورها

دوم: تحکیم حاکمیت ملی کشورها در چارچوب روش های مردم سالارانه

سوم: پرهیز از خشونت و نظامی گری

چهارم: مقابله ریشه ای با تروریسم

نقاطی در جهان به ویژه خاورمیانه، بالکان ، بخش هایی از آفریقا و آمریکای جنوبی و شرق آسیا از جمله مناطقی هستند که در اولویت باید مورد توجه قرار گیرند. تعامل مشترک برای کمک به ملت فلسطین برای تدوین طرحی جامع، مردم سالارانه و عادلانه برای دستیابی ملت فلسطین به حقوق اساسی خود می تواند نمونه ای از این همکاری ها باشد.

1.3 - مبارزه با تهدیدهای امنیتی مشترک از طیق مقابله اساسی، همه جانبه و موثر با عوامل ایجاد کننده و تقویت کننده تهدیدهای امنیتی از جمله تروریست، مواد مخدر، مهاجرت های غیر قانونی، حمایت های سازمان یافته و دزدی دریایی

2. مسائل بین الملل

2.1 - اصلاح ساختار سازمان ملل و شورای امنیت و ارتقای کارکرد آنها بر مبنای مردم سالاری و عدالت

2.2 - ارتقای وزن و جایگاه موضوعات زیست محیطی در مسائل بین المللی و مشارکت عمومی در مدیریت مسائل زیست محیطی

2.3 - تعریف و تدوین عادلانه حقوق فضا و سهیم شدن همه دارندگان فناوری فضا در مدیریت و بهره برداری عادلانه از آن

2.4 - تعریف و تدوین حقوق مربوط به تبادل فناوری های نو و پیشرفته

2.5 - توسعه نظارت قانونمند و عادلانه آژانس بین المللی انرژی اتمی و ایجاد سازوکار لازم برای بهره برداری همگانی از انرژی پاک هسته ای در زمینه کشاورزی، صنعت، پزشکی و تولید نیرو

2.6 - جهان شمولی معاهده NPT و سازماندهی عزم جهانی و اعمال برنامه واقعی و اساسی برای خلع سلاح کامل و جلوگیری قاطع از هر گونه توسعه و اشاعه تسلیحات هسته ای، شیمیایی و میکروبی

2.7 - ارتقاء ملاحظات اخلاقی و انسانی و حاکمیت کامل آنها در سازوکارها، مناسبات و رویه های بین المللی

3. محور اقتصادی

3.1 - انرژی و امنیت آن در عرصه های تولید، عرضه و انتقال و مصرف

3.2 - تجارت و سرمایه گذاری

3.3 - ظرفیت سازی برای ارتقاء رفاه عمومی، فقر زدایی از جهان و کاهش فاصله طبقاتی و فاصله شمال جنوب

3.4 - ریشه یابی عوامل بحران اقتصادی و مالی جهانی و جلوگیری از وقوع جنبه های دیگر بحران در عرصه اقتصادی جهان و طراحی سازوکاری جدید وعادلانه

3.5 - مبارزه با اقتصاد زیر زمینی، مفاسد اقتصادی، جرایم مالی و جنایات سازمان یافته علیه امنیت اقتصادی.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/22ساعت 13:17  توسط ایمان محرابی  | 

سلام

نقد

درباره بیانیه یازدهم آقای موسوی موارد زیر در خور توجه است.

۱)‌ به نظر می‌رسد آقای موسوی براساس تكنیك قدیمی «دست پیش را بگیر تا پس نیفتی» به جای پاسخ دادن به بسیاری از پرسش‌ها و نشستن در جایگاه حداقل یك «متهم» اصلی به جایگاه «مدعی» تغییر مكان داده و از این موضع با مردم و نظام سخن می‌گوید.
آقای موسوی ظاهرا از قانون اساسی می‌گوید و اصول اجرا نشده یا ناقص اجرا شده آن. ما نیز قانون اساسی را میثاق ملی می‌دانیم و اتفاقا بزرگ‌ترین جرم آقای موسوی را تن ندادن به قانون اساسی و یكی از مهم‌ترین پیامدهای رفتار وی را تضعیف قانون اساسی. آقای موسوی حتما می‌دانند كه قانون اساسی اگرچه یك مجموعه یكپارچه است و تمام اصول آن ارزشمند و لازم‌الاجراست، اما قانون اساسی «اركانی» دارد و «واجباتی.»
«اركان» قانون اساسی همان است كه در فصل چهاردهم یعنی «بازنگری در قانون اساسی» به آنها اشاره شده است. یعنی «اسلامی بودن نظام»، «ابتنای كلیه قوانین و مقررات براساس موازین اسلامی و پایه‌های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران»، «جمهوری بودن حكومت»، «ولایت امر و امامت امت« »اداره امور كشور با اتكا به آرای عمومی» و «دین و مذهب رسمی ایران» كه طبق قانون اساسی «تغییرناپذیر» خوانده شده‌اند.
به عبارت دیگر، همه اصولی كه آقای موسوی در بیانیه خود به آنها اشاره كرده است، از «تامین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی»‌گرفته تا «آزادی احزاب و جمعیت‌ها» و از آزادی برگزاری اجتماعات تا تمركز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری كلقابل تجدیدنظر هست، ولی اصول برشمرده شده نه‌.
دقت شود بحث در كوچك شمردن اصولی مانند آزادی‌های سیاسی و اجتماعی یا آزادی احزاب و جمعیت‌ها و... نیست كه عده‌ای بخواهند آن را دستاویز قرار دهند كه ما را مخالف آزادی بخوانند؛ بلكه سخن در این است كه اولا اصولی كه «تغییرناپذیر» خوانده شده‌اند، اصل و جوهر نظام را تشكیل می‌دهند و اگر آنها از نظام گرفته شود، اصول دیگر در مقایسه با اینها چندان ارزشی ندارد و ثانیا در صورت تامین این اصول، مواردی مانند آنچه در این بیانیه به آن اشاره شده است یا محقق خواهد شد یا زمینه تحقق آنها فراهم می‌شود.
مگر می‌شود قوانین و مقررات براساس موازین اسلامی باشد و از طرف دیگر، تبعیض روا داشته شود؟ مگر می‌شود مقررات و قوانینی براساس اهداف جمهوری اسلامی ایران باشد؛ ولی آزادی در آن رعایت نشود؟
اما یك سوال مطرح است. آیا آقای موسوی حداقل به اندازه اصولی كه به آنها اشاره كرده، به «همه» این اركان پایبند بوده و هست؟ مردم خود قضاوت كنند و وجدان آقای موسوی.
آیا اگر اصل یا اصولی از قانون اساسی اجرا نشد، اصول دیگر آن را می‌توان به این بهانه ترك كرد؟ مثلا كسی بگوید چون نماز نمی‌خوانم، پس مشروب هم می‌خورم!

۲) آقای موسوی در این بیانیه و دیگر بیانیه‌های خود به دفعات از «قانون اساسی» دم زده‌اند و در این بیانیه اصول متعددی از آن را برشمرده و مدعی شده‌اند كه این اصول اجرا نشده‌اند یا ناقص اجرا شده‌اند. صرف‌نظر از درست یا غلط بودن این ادعا، این سوال را از آقای موسوی می‌توان پرسید كه این اصول پس از ۲۲ خرداد ۸۸ دیگر اجرا نشده یا ناقص اجرا می‌شود یا قبل از آن مثلا ۲۰ سالی كه شما گوشه عزلت گزیده بودید هم، چنین بوده است؟
اگر این مشكل مربوط به پس از انتخابات است كه هیچ و شما حق دارید برای احیای آنها تلاش كنید، هشدار دهید، بیانیه صادر كنید و... ولی اگر قبل از آن نیز چنین بوده است، فكر نمی‌كنید آیا این باور حداقل این شائبه پیش می‌آید كه اینها همه بهانه است و دعوا سر لحاف ملاست؟
مگر می‌شود كسی در مراجع مهمی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام عضو بوده باشد و طی ۲۰ سال، كوچك‌ترین قدمی برای اجرا یا تكمیل اجرای این اصول برندارد و یكباره پس از آن كه فرش قرمز پیش‌روی خود را برچیده شده دید، متوجه شود كه این همه اصول یكباره تعطیل بوده‌اند و بسان «منجی ملت ایران» ظهور كند؟
آقای موسوی، ادعای شما در رقابت‌های انتخاباتی صداقت بوده است و مهم‌ترین اتهام شما به رقیب خود، دروغ. این رفتار با آن ادعاها سازگاری ندارد.

۳)‌ نكته مهم و البته بسیار تاسف‌بار كه تقریبا در تمام بیانیه‌های آقای موسوی از جمله بیانیه یازدهم جایش بسیار خالی است تبری از بیگانگان است. البته در برخی بیانیه‌ها بندرت و به شكل بسیار خفیف و با تعابیری بسیار ملایم اشاراتی شده است ولی صریح و قاطع و مطابق آنچه در اصول قانون اساسی از جمله روح حاكم بر بند (ج)‌ اصل دوم و اصل ۱۵۲ آمده است یك مورد هم مشاهده نمی‌شود.
البته این اشكال اساسی و شك‌برانگیز به دوستان دوم خردادی آقای موسوی در دوران معروف به اصلاحات هم وارد بود. در آن زمان در مقابل بیگانگان سیاست «تنش‌زدایی» برجسته می‌شد و در داخل و مقابل جریان‌های مختلف از یاران انقلاب، سیاست «تنش‌زایی»، «حذف» و «خندق!»
راستی فراتر از قانون اساسی مگر قرآن كریم نمی‌فرماید: محمدرسول‌‌الله والذین معه اشداء علی‌الكفار و رحما بینهم، شدت مقابل كفار كه در این سخن الهی مقدم هم آمده است، كجای كلام و بیانیه‌های شماست؟
شما كه از امام بزرگوار می‌گویید آیا استكبارستیزی و مقابله با بیگانگان از محكمات، روش و منش امام نبود؟ مگر نه این است كه هر بیانیه شما خوراك روزهایی از رسانه‌های بیگانه را فراهم می‌كند و مگر نه این است كه بیگانگان از رفتار شما بخصوص طی حدود ۳ ماه گذشته خرسندند؛ چرا آنها را قاطعانه و محكم از خود مایوس نمی‌كنید؟

و سخن آخر این كه شما واقعا در پی آرام كردن فضا و برون‌رفت از بحران هستید؟ به قول آن داستان قدیمی... بچه را زمین بگذار، آرام می‌گیرد!

مهدی فضائلی - جام‌جم آنلاین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 22:9  توسط ایمان محرابی  |